محمد حسن خان اعتماد السلطنه

187

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

صحت عمل قرار داده‌اند . باريكى نظر و نازكى فكر او را در فقاهت مىگويند كسى از معاصرين ندارد . به حسن خلق و مجاهدت نفس ضرب المثل مىباشد . زمانى بعد از رحلت شيخ الطايفه استاد الكل حجة الحق مرتضى الانصارى مقام تقدم اين بزرگوار ظهور به هم رسانيد . كافهء افاضل عراق و مجتهدين آفاق در حق بر براعت و رجحان اذعان آوردند و به موجبى از نجف اشرف به سر من رأى رفته آنجا را دار الهجره قرار داد و در جوار مشهد مبارك عسكريين و سرداب مقدس مجاورت اختيار فرمود ، و به افاضه و ترويج اشتغال گرفت . السيد السند و الفقيه المؤيد جناب ميرزا محمد فرزند نامدارش در مزاياى صورى و معنوى بر پدر بزرگوارش همى تأسى مىنمايد و اقتداء مىفرمايد . الحاصل علامه مشاراليه در جميع فنون و فضائل پيشوائى است كامل ، لهذا اهل تحقيق آن بزرگوار را مجدد فن فقه بر سر مائه رابع عشر مىشناسند ، مد الله ظلاله على رؤس المسلمين . حاج مولى على مجتهد كنى ساكن دار الخلافه از عظماء علماء اسلام است . به عزت نفس و مناعت جانب از ابناء جنس امتياز داشت . اهل ديوان وى را رئيس المجتهدين مىنوشتند و حق‌تعالى آن عالم عامل و فقيه كامل را به فرط ثروت و طول عمر و نفاذ امر اختصاص بخشيده بود . اكثر علماء و رؤساء طهران به تربيت و ترويج او اعتبار يافتند و به مدارج و مقامات رسيدند . جمعى از معاصرين در حق وى گستاخى مىكردند و بىباكى مىورزيدند كه او را مالا و حالا هرگونه قدرت مزيد ترويج شريعت و خدمت ملت بر وجه كامل حاصل است و مع ذلك همى جز جمع اموال و جمع املاك ندارد و لا يخفى كه اين معنى اگر ثابت شود شبه ترك اولى است و مقام آن صدر صفهء اجتهاد از اعتراض و انتقاد اعلى است . بالجمله عمدهء تلمذ او بر شيخ الطائفه صاحب الجواهر بوده و در اصول و فقه و رجال و غيرها تصنيفات فرموده و جامع نافعى را كه در علم درايه و حديث پرداخته است به طبع رسيده . اشتهار و اعتبار اين بزرگوار در دين و دولت و ملك و ملت به اعلى درجهء كمال بود وصيت بزرگى و عظمت شأنش از آسيا به ساير قسمت‌هاى كرهء ارض نيز رفته و همه جا را فروگرفته بود . احترام و اكرامى كه اين پادشاه ايده الله به اين عالم عامل و فقيه كامل مىفرمود كمترى از مجتهدين را نصيب افتاد . الحق وجودش مذهب جعفرى را قوتى و قوامى بود و شرع شريف را استظهارى و استحكامى . فوتش در بامداد پنج‌شنبه بيست و هفتم شهر محرم الحرام سنهء يكهزار و سيصد و شش هجرى به سن هشتاد و شش تقريبى در طهران اتفاق افتاد و از اين رهگذر ثلمهء غير مسدود در اسلام پديد آمد و در تاريخ اين سانحه گفته‌اند كه : ز جنت شد يكى حورا برون با جلوه و گفتا * على در جنة المأوى على را ميهمان دارد و بعد از اقامهء مجالس فاتحه در طهران بلكه در جميع بلاد ايران روز غرهء صفر سال